تبليغاتX
نت هشتم

نت هشتم

نت‌فالش یک روزنامه‌نگار آزاد

30- انتظار...

منتظر یه اتفاق باشید.

حالا تا بعد... .

+ نوشته شده در  پنجشنبه 30 شهریور1385ساعت 2:59 بعد از ظهر  توسط محمد رضا  | 

29- پیروز، آزاد، آباد و برای تمام ایرانیان

دیروز نوزدهمین سفر استانی رئیس جمهور اصولگرای ایران به آذربایجان غربی با 70 مصوبه پایان یافت.

 

عکس های بسیاری از این اتفاق مخابره شد. اما من این عکس ساتیار امامی را که از سوی خبرگزاری فارس مخابره شده را از همه بیشتر دوست دارم، چرا که نشان می دهد که ما نسل جوان با آرمان های خود ایران را پیروز، آزاد، آباد و برای تمام ایرانیان می خواهیم.

 

پیروز، آزاد و آباد

+ نوشته شده در  یکشنبه 12 شهریور1385ساعت 9:32 قبل از ظهر  توسط محمد رضا  | 

28- سلامی دوباره

تقریبا سه هفته بود که وقت نکردم چیزی تو وبلاگ بزارم. حالا هم دفتر روزنامه هستم و خانم مرادی (تایپیست) نمی ذاره زیاد وقت تلف کنم. پس فعلا این مطلب از lady-bird رو داشته باشید تا بعد...

وقتی نمیتونی مطلبی تو وبلاگت بنویسی مثل این

می مونه که نیاز شدید به دستشوئی داشته باشی

 اما نتونی.....

.( 3 نقطه در مودبانه ترین معنیش یعنی تخلیه مثانه).

 

به هر دری می زنی که یه موضوع خوب پیدا کنی تا

 بندازی بغل وبلاگت و بری التماس این و اون کنی که بیایید

  به وبلاگم سر بزنید و بعدشم بری کلی پز بدی که :

" وبلاگ و حال کردی ؟ دیدی چقدر بیننده داره ؟ کفت برید ؟ "

      تنها حُسنش اینه که خیلی ها باور می کنن و از حسادت سکته

می زنن و به دیار باقی می شتابن.

 

(لطفاً حُسن رو حَسَن نخونید چون من هرگونه ارتباطی رو با حسن انکار می کنم ...)

 

یه راه دیگه هم داره ، پاشی بری از وبلاگای دیگه مطلب بدزدی و

به اسم خودت ثبت کنی.  حالا تا این جا زیاد مساله ای نیست یه دست کجیه سادست.

می دونی حرص کدوم قسمتشه ؟

این که پائینش بنویسی :

" هر گونه استفاده از مطالب فقط با ذکر نام وبلاگ و نویسنده امکان دارد و هرگونه استفاده غیر مجاز پیگرد قانونی دارد........"

 

اینجا یه مشکل پیش میاد  اونم "قانون کپی رایت تو ایرانه " که خدا رو شکر ما تو مملکتمون به شدت ازش حمایت می شه..

 

حالا از این بگذریم  چند وقت پیش یه دوستی به من گفت که برم به وبلاگش سر بزنم، توش پر از شعر بود

شعر نو

طرف تو وبلاگش ادعا کرده بود که همه شعرا کار خودشه !

 از شما می پرسم این شعر مال کیه ؟

 

... به سراغ من اگر می آیید نرم و آهسته بیایید مبادا که ترک بردارد

چینی نازک تنهایی من ....

                                    ( و الی آخر )

 

آقا من هرچی با طرف بحث کردم که این مال سهراب سپهریه زیر بار نرفت که نرفت. آخه یکی نبود بگه تابلو حداقل از این شاعرای گمنام استفاده کن.

خلاصه....

آخر به این نتیجه رسیدم که من اشتباه می کنم،

یا شعر مال سهراب سپهری نیست

یا من داشتم با خود سهراب سپهری حرف می زدم.....

 (البته با روحش )

+ نوشته شده در  شنبه 11 شهریور1385ساعت 11:43 قبل از ظهر  توسط محمد رضا  |